تاریخ انتشار: ۱۷ شهریور ۱۳۹۵

هیچ انسان عاقلی شناسنامه اش را پاره نمی کند.سند منزلش را نمی سوزاند.کارت شناسی اش را دور نمی ریزد.زیرا می داند شناسنامه نشان دهنده هویت اوست .سند ،حکم بر مالکیت او بر خانه و…. دارد.کارت شناسایی، او را به دیگران می شناساند. در غیر اینصورت فردی که همه آنها را از بین می برد هویت […]

هیچ انسان عاقلی شناسنامه اش را پاره نمی کند.سند منزلش را نمی سوزاند.کارت شناسی اش را دور نمی ریزد.زیرا می داند شناسنامه نشان دهنده هویت اوست .سند ،حکم بر مالکیت او بر خانه و…. دارد.کارت شناسایی، او را به دیگران می شناساند. در غیر اینصورت فردی که همه آنها را از بین می برد هویت شناسایی خود را از بین برده است چنین فردی هیچ جایگاهی دربین افراد یک جامعه مترقی و متمدن ندارد.

جامعه برای فردی که هویت ندارد اعتباری قائل نیست.آثارباستانی هم حکم شناسنامه ، سند و کارت شناسایی ملت بزرگ و تاریخ ساز ایران دارد.پس هر کس با هر انگیزه‌ای آثار و بناهای تاریخی، فرهنگی، هنری را تخریب کند، یا مقابر و خانه‌ها و حتی  اندیشه مفاخر و مشاهیر را از بین ببرد در اصل ریشه و بنیاد فکری و فلسفی این سرزمین را می‌سوزاند.میراث فرهنگی عقبه ،ریشه و پیشینه دیرینه ماست. مردم کشوری که ریشه نداشته باشند، هیچ چیز ندارند.

همانطور که درتعریف جامعه جهانی امروز،جامعه بی موزه، جامعه فاقد هویت تاریخی محسوب می شود.متاسفانه فقر اقتصادی-فرهنگی و نا آشنایی مردم از مآثرفرهنگی و تاریخی باعث شده است بسیاری ازاتلال  ومحوطه ها و مکان های تاریخی –مذهبی مورد تعدی و تجاوز قرار گیرند.هیچ نشانی جدی از جایگاه تفکر مدیران شهری و روستایی در معرفی،حفظ ،حمایت از آن نیست. چگونگی حفظ هویت تاریخی در شهرهای مدرن یا شهرهای درحال پیشرفت، دغدغه‌ای است که  در همه کشورهای دارای بافت‌های تاریخی اندک نیز وجود دارد.امادرکشورما تخریب صدها بنای تاریخی دغدغه بحساب نمی آید.

 افرادی با نوشتن شعار یا کنده کاری یک تصویر یا کندن یک کاشی و سرقت کوبه درها و پلاک منازل تاریخی به تخریب آثار تاریخی و میراث فرهنگی کشورمان می پردازند. توده مردم با تاریخچه ، کاربرد، دلیل ساخت ،اهمیت و اعتبارجهانی و…آثار و بناها آشنا نیستند،برخی مواقع دیده شده است گردشگران خارجی نسبت به هموطنان ما با میراث فرهنگی کشورمان آشنایی بیشتری دارند.جذابیتهای سفر به کشورمان همین دیدار از مواریث فرهنگی است .

در کشورهای دیگر مانندیونان و ایتالیا،چین و ژاپن ،ترکیه ومصر، و….تحقیقات بسیار زیادی در ارتباط بامدیریت جذب گردشگر،معرفی آثار باستانی و نشان دادن اعتبار و ارزش ملی آنها انجام شده است ، فیلم های بسیاری در ارتباط با چرایی ساخت آن ، نوع ساخت، وضعیت  حمل سنگهای سنگین، دید فضایی سبک و شیوه هنری،تاریخ و دوره،و… ساخته شده و در سطح جهان پخش می شود که این امر موجب جذب گردشگران زیادی به این کشور ها شده است.

مردم شهرهای ایتالیا درنگهداری و زنده نگه داشتن هویت تاریخی شهراهتمام ویژه ای دارند.در ژاپن با گذشت ۵ سال از فاجعه سونامی وتخریب تجهیزات هسته‌ای در سواحل شمال این کشور صنعت گردشگری اکنون فرصتی برای مردم محلی فوکوشیما و سایرگردشگران کشورها برای بازدیددراین شهر متروکه از وحشت شده وموجب جهش برق آسای گردشگری گردیده است.کره شمالی در سال ۲۰۱۴ تنها با دعوت از ۱۰ دونده ماراتون به پایتخت خود،با وسوسه کسب درآمد گردشگری به تقویت این صنعت جهانی اهتمام ورزید.مراکز دینی کشور هنگ کنگ مانند حسینیه شیعیان،مسجد امر،مسجد کیپ کالینسون، مسجد کاولون، مسجد پریزن، مسجد جامع، و…سالانه میزبان میلیون ها گردشگر هستند.

ما با داشتن میلیون ها اثر و هزاران بنای تاریخی ممتاز و بی مانند بدون داشتن تفکرحمایت از میراث فرهنگی در روستاها و شهرها همچنان در حسرت جذب میلیون ها گردشگر باقی خواهیم ماند.هزاران هزار بنای تاریخی که سند گویای بسیاری از فنون و هنرهای ساختمانی در هر دوره بوده  ما را مکلف می سازد تا از گنجینه‌ای که مملو از فنون و هنرهای بازمانده از پیشینیان است مراقبت و محافظت نماییم. دلیل لزوم حفاظت از بناهای تاریخی، لزوم بازآموزی و کشف ارزش‌های پنهان آنهاست.شاید در تصور بسیاری از مسئولان شهری و روستایی، بناهای ارزشمند تنها بناهایی باشند که دارای تزئینات فراوان، وسعت زیاد و مجلل مانند تخت جمشید و پاسارگاد و….باشند.

اما واقعیت آن است که آنچه یک بنا را واجد ارزش تاریخی – فرهنگی می‌کند مجموعه‌ای از شاخص‌های مختلف است که تزئینات بخشی از این شاخص‌ها به شمار می‌آیند.تجربه ناگوار تخریب بافت  و ابنیه تاریخی- فرهنگی باید آموزه‌ای مهم برای ما در پی داشته باشد. ما همان ملتی هستیم که در جهان به دلیل ارزش‌های ناب تاریخی وفرهنگی شناخته می‌شویم. همان گونه که در جهان به وجود تخت جمشید، طاق بستان، میدان نقش جهان و… افتخار می‌کنیم باید در کشور به وجود تک تک بناها،خانه های قدیمی،کاروانسراهاو مساجد،مدارس و حسینیه ها،کبوترخانه و پل و قلاع تاریخی و……هم افتخار کنیم.امروزه موضوع میراث فرهنگی و تفکر حمایت از آن در برنامه مدیران شهری جایگاهی ندارد.از همین سبب  نسبت به بناها و بافت‌های تاریخی که مهم ترین سند غیرقابل انکار گذشته بشمار می روند فاقد حساسیت هستند

در این میان مردم هم  رغبتی از خود برای علاقه مندی به میراث گذشته بروز نمی دهند که جامعه امیدوار به حفظ و بقاء ، دوام و رقاء آنها باشد.درجامعه تاریخمدار و تاریخ ساز ً نگرش اقتصادی و تلاش برای به دست آوردن ثروت‌های بادآورده و گنج یابی‌های بی‌رنج ما را در چالش عظیمی برای نگهداری از بناها و بافت‌های تاریخی مواجه کرده است. میراث فرهنگی بزرگترین ارزش در اختیار ما به شمار می‌رود. اما آنچنان وضعیتی پدید آمده که بسیاری از مسئولان برای رهایی از این شرایط، راهکارها و را مطرح کرده‌اند.بسیاری از بناهای تاریخی با شکایت مالکین از فهرست میراث ملی خارج شده وبه جای آنها بناهای آسمانخراش جایگزین گردیده اند.درطول این  سال ها شاهد صدور آرای ابطال ثبت بناهای تاریخی فراوانی بودیم . 

تصور این که این همه بنای مخروبه را برای چه باید حفظ کنیم،موجب تغییر نگاه تحقیرآمیز مردم به بناها و خانه های قدیمی گردیده است.در حالی که توجه به خانه های قدیمی مانند توجه به بزرگان پیرخانه است .ما نمی توانیم بگوییم این پدر بزرگ بیمار و رنجور را که با توجه به کهولت سنی و بیماری جسمی هیچ نقشی در تأمین مالی خانواده ندارد. برای چه باید نگهداری کنیم؟ اگرچه این نگهداری هزینه سنگینی هم داشته باشد پدر بزرگ به هرحال عامل هویت و اعتبار خانواده است. نام خانوادگی ما از اوست. زحمات او باعث منزلت اجتماعی ما نزد دوستان و آشنایان است.

بناهای تاریخی مانند آنها همگی برای ماواجد ارزش‌های هویتی هستندو حفظ بناهای تاریخی به‌عنوان بخشی از وظایف مدیران شهر و روستا واجد همین ارزش هاست. توجه به این واقعیت ما را مجاب می‌کند تا از گنجینه‌ای که مملو از فنون و هنرهای بازمانده از پیشینیان است مراقبت و محافظت نماییم .شاید در تصور بسیاری از مسئولان بناهای ارزشمند تنها بناهایی باشند که دارای تزئینات فراوان، وسعت زیاد و مجلل باشند. اما واقعیت آن است که آنچه یک بنا را واجد ارزش تاریخی – فرهنگی می‌کند مجموعه‌ای از شاخص‌های مختلف است که تزئینات اگرچه بخشی از این شاخص‌ها به شمار می‌آیند.جامعه‌ای تمدن‌ساز جامعه ای است که هویت داشته باشد. و جامعه‌ای هویت دارد که خودآگاهی تاریخی داشته باشد. عقبه خود را فراموش نکند و سیر تطور و رشد جامعه خود را ببیند.باید به میراث گذشته ‌ی نرم افزاری و سخت افزاری یعنی فرهنگی و تمدنی توجه داشته باشد. گر ما که به دنبال تمدن هستیم به این عقبه فرهنگی توجه نکنیم هرگز نمی‌توانیم تمدن‌سازی کنیم. ما به این سبب صاحب تمدن بودیم که چون به نهله‌های فکری و اندیشه تاریخی و هویتی خود بها می‌دادیم.

فلسفه وجود آثارو حفظ بناها و بافت‌های تاریخی  همین پیوند تاریخ، آگاهی تاریخی و تلاش بر تمدن‌سازی بر اساس خودآگاهی تاریخی است.راه‌ نجاتِ ازخودبیگانگی همین خودآگاهی تاریخی است که به مردم یک سرزمین هویت بخشی کرده و جهت را برای آینده تمدنی یک کشور تعیین می‌کند. بخش جدانشدنی خودآگاهی تاریخی، حفظ میراث فرهنگی و داشته‌های تاریخی است.پویایی فکری یک جامعه در گرو شناخت گذشته خود و مسیر یابی بر اساس آن است.

نظرات شما

دیدگاه شما

( الزامي )

(الزامي)

فرهنگ و ادب