بین حق مردم برای حفاظت و دیدار از آثارتاریخی و سلامت بقای میراث فرهنگی ،تعادل و تعامل ایجاد کنیم.

مراکز تاریخی و آثارباستانی کانون ارتقای سازگاری اقوام،نژادها،ملت و ملیتها هستند.این مواد و داده های تاریخی از گذشته هایی سخن می گویند که شور و اشتیاق همه ی نسلها در آن نهفته است با این توصیف جامعه انسانی تا کنون از این مقوله برای انسجام و وحدت آفرینی مردم بهره کافی نبرده است.آنچه که میراث فرهنگی خوانده می شود وباستان شناسان با آن سر و کاردارند تنها علمی است که توانسته تا رویاهای تبارآدمی را در باره گذشته های بسیاردور بازسازی و روشن کند.اصلآ نفس و ذات باستان شناسی و تاریخ توجه به رخدادها وتا ابد وابسته به دامنه کشفیات در حفاری ها است.با گذشت ایام ،شور و اشتیاق روزافزون مردم به کانون و هسته ارتقای سازگاری اقوام،(میراث فرهنگی)از حس گور زنی ، گوربری ،گورخواری ، گور کنی و تجاوز به تپه ها و سرقت دفینه و گنجینه ها کاسته شده واین نشان از نگاه شایسته مردم به میراث گذشتگان است.میراث فرهنگی هرسرزمینی متعلق به همان مردم است و همان مردم شایسته ترین نگاهبان میراثشان هستند.آثار باستانی هر کشور(مربوط به هر اقوامی) پیشینه تاریخی ،سند و سجل هویتی،رد پا ،گام ها و کام ها ی تلخ و شیرین آن ها محسوب می گردند و از این سبب دارای ارزش و اهمیت فراوانی می باشند. مردم با دیدن آنها به وحدت ارزش های انسانی و اقوامی خود پی می برند .امروزه میراث فرهنگی ،میراث کل بشریت، همگانی و متعلق به همه انسانها است. درادامه این مسیر اگر همراهی و مشارکت مردم هرکشور و قومی برای حفاظت از آن نباشد، دولتها قادربه حفاظت از آثار و هویت تاریخی کشور نخواهند بود. دولتها زمانی به این موفقیت دست پیدا می‌کنند که مردم را همسو، همفکر و در تعامل وتعادل با میراث فرهنگی همراه سازند. باید درک کرد آثار تاریخی ارزشمند و مواریث فرهنگی متعلق به همه مردم است و نمی توان با استناد به موضوعات روزمره، مردم یک شهر ،روستاه،ده و قصبه ای را از عواید حاصل از این آثار محروم کرد.صنعت جهانگیر و پرمنفعت و به ظاهرارزان گردشگری محصول میراث فرهنگی با فعالیت های متنوع از پهنه و وسعت مکانی و فضایی وسیعی برخوردار بوده و با ارزش های محیطی و میراث فرهنگی و تاریخی-مذهبی مردم هرشهر و روستا ارتباط تنگاتنگی دارد .لذا هر تکه ای از ایران دارای ارزش تاریخی و تمدنی چند هزارساله درخود دارد که اساس صنعت گردشگری تلقی شده و برای حفظ و نگهداری آن باید تلاش بسیار نمود.کشورهای پیشرفته گام های نخست این موفقیت را دهها سال پیش با برنامه ریزی های دقیق طی کرده وبرخی از کشور ها مانند ایران طی سالیان اخیر برنامه وسیع ودامنه داری برای حفظ و نگهداری آثار معماری باستانی آغاز کرده اند که موفقیت ما مشروط به برقراری تعامل و تعادل سازنده مردم با میراث و آنچه در این حوزه اثرگذار می باشد است.درکشورما میراث فرهنگی و آثار باستانی با ارزشهای اخلاقی مردم سازگاری تام دارد و این موضوع خود پشتیبان مهمی برای ادامه راه وصیانت از آثار و گنجینه تاریخی است. مردمی که در گفتمانهایشان همواره با غرور و افتخار از میراث ملی خود نام می برند با غرور و افتخاربه پاسداشت این ارزشها مبادرت کنند.با اینکه یکصدو سی و یک سال از فاجعه غارت و چپاول میراث باستانی ایران از سوی فرانسوی ها (خصوصا مادام و مارسل دیولا فوآها) می گذرد از فاجعه سرقت میراث باستانی ایران در سال ۱۸۸۶که تعداد بیش از ۳۲۷ صندوق از آثار تاریخی و گنجینه های کهن ایران به وزن تقریبی ۵۰۰ تن از راه بندر بوشهر پس از طی هزاران کیلومتر راه خیانت رهسپار پاریس شد و زوج های غارتگر مدال خیانت به مردم ایران را گرفتند خیانت مظفر الملک حاکم محلی شوش که مانند سلاطین دیگر قجر در خواب ذلت وجهالت فرو مانده وفرانسوی ها حتی آثاری به وزن ۱۸۰۰ کیلو درکنارتندیسی از ملکه ناپیراسوی ایلامی (به وزن ۱۸۰۰ کیلو )با بیش از ۳۰۰۰ سال قدمت بار کرجی کرده و به سوی بین النهرین و از آنجا به پاریس انتقال داد ند می گذرد استرداد آنها به مام میهن هنوز مطالبه عموم محسوب می شود.کشور ایران به دلیل وسعت و فراخی میراث عظیم ریشه در ارزش‌ها و میراثی کهن و ماندگار دارد که هویت همه ی اقوام از گروه های قومی درسراسر فلات ایران از هندوکش تا آناتولی مرکزی ،از آسیای میانه تا نواحی ایران بزرگ (فارس ،کردها،بلوچ ،لر بختیاری ،تالشی،باصری،تات،عرب،آذری ،قشقایی،ترکمن،وگیل و…. حتی اقلیت های دینی)ما را می‌توان در آئینه مواریث مدنی و معنوی در کنار هم دید ومعنا کرد .با انسجام اقوام می شود از گسستن همه این ریشه‌ها و ارزش‌ها به طور جدی ممانعت بعمل آورد وگرنه جامعه تاریخی با همه ی مواریث خود در معرض خیزش امواج مهاجم و چالش‌های تاریخی ، آسیب‌پذیر و شکستنی‌ ، مهجور و مقهور خواهد شد. در این میان تجربه‌ی تاریخی به ما آموخته که اگر بی‌بهره از آگاهی تاریخی و تهی از موهبت شایستگی و فاقد مهارت تدبیر کردن کارها ومهاراختلاف اقوام و تبارهاباشیم طعمه‌های اشتهاآور برای مهاجمان داخلی و خارجی و از بین بردن گنجینه های باستانی و از هم پاشیدگی رشته اتحاد اقوام و گروه ها خواهیم بود.آثار تاریخی ومیراث فرهنگی چیزی است که از گذشتگان برای تک تک افراد از همه ایل و تباربه جای مانده، و حامل پیام اتحاد و انسجام است، پیامی از انسانهای گذشته به حال و ( به ) نسلهایی که از پی هم می آیند از چگونگی زندگی مسالمت آمیز، تلاش برای سازندگی وخلق هنرهای بی بدیل و برای رفع نیاز خود و استفاده درست از آن چه در دسترس بوده است. امروزه نتیجه این تلاش ها می تواندبه صورت تجربیات راهگشا در تکوین و تکامل فرهنگ و هنر و معماری و نحوه زندگی همه اقوام ایرانی نقش اساسی داشته باشد. تصویری که بر سفال های هزاره پنجم و ششم بیش از میلاد نقش بسته، و یا نقوشی که بر سنگنگاره ها جان گرفته و بناهایی شگفت انگیزی که خلق شده اند بیان کننده درک درست آنها است.از یک قطعه سفال منقوش به جای مانده از هزاران سال پیش، به عنوان برگی مستند از تاریخ این سرزمین راز پیدایش خط را دریافتیم. از این رو حتی یک سفال مربوط به هرقوم و تیره و تباری،از هر دوره ی تاریخی ،ارزش بسیار می یابد و حفظ آن به عنوان میراث ضرورت دارد و همه اقوام باید در حفظ و نگهداری آنها بکوشند وحفظ و حراست از میراث یک وظیفه ملّی و همگانی تلقی شود.با توجه به میزان و حجم و گستردگی و غنای تاریخی هر سرزمین (خطه و منطقه)این وظیفه شکلی خاص به خود می گیرد .به عنوان نمونه نتیجه تعامل مطلوب مردم با میراث فرهنگی را می توان در رفتارارزشی مردم روستای زهک دربهمن سال ۱۳۹۵ مشاهده کرد. مردم روستای نزدیک به یک تپه باستانی در شهرستان زهک تمام شب را بیدار ماندند و ۷ نفر از حفاران غیر مجاز که قصد تخریب یک محوطه تاریخی را داشتند، دستگیر کرده و تحویل مراجع قضایی دادند.این گونه رفتار های ارزشی در کشور ما به واسطه وجود میراث فرهنگی غنی، حفاظت از آثار باستانی، می تواندجلوه بیشتروهمگانی پیدا کند.به همین دلیل لازم است بین حق مردم برای دیدارو حتی حفاظت ازآثارتاریخی و سلامت بقای میراث فرهنگی تعادل ایجاد کنیم.تعامل و تعادلی که هیچگاه ودر هیچ دوره حکومتی بین مردم و میراث (مواریث کهن) برقرار نگردید و گستاخی غارتگران آثارتاریخی را در خیانت به میراث این سرزمین تشدید ساخت.در دوران حکومت های گذشته بسیاری ازگنجینه ها و میراث فرهنگی ،اشیاء قدیمی و هنرهای ظریفه که حاوی مطالب و نکاتی ارزشمنداز گذشتگان ما بودند توسط بیگانگان و میراثخواران (داخلی وخارجی)به تاراج رفتند که هنوز ما چشم بر آن آثار به غارت رفته دوخته ایم. همه مردم از هر ایل،تیره و تبار، قوم و طایفه حق دارند لذت در کنار آثار فرهنگی و تاریخی بودن را بچشند. مکان های تاریخی ، محل مناسبی برای آرامش و لذات روحی ،عبرت و آموزه های تاریخی هستند با درک این موضوع ،حفاظت و حراست علمی ازاین نفایس‌ بی‌بدیل هنری و اسناد، مدارک و اشیای علمی و فرهنگی که دستمایه هنری پیشینیان و نیاکان ماست اهمیت خود را بیشتر نمایان می سازد.به این جمله بیندیشیم که:
پرفسور آرتور پوپ امریکایی به هنگام بازدید از(یکی از آثارارزشمند سرزمین ما) مسجد جامع اصفهان گفت: «من آن روز وقتی به تماشای مسجد جامع اصفهان رفتم و در زیر این گنبد قرار گرفتم، متوجه شدم که تمام وجودم در تسخیر گنبد و مسجد است؛ چون در زیر این گنبد به خوبی می‌توان به شاهکار فنا ناپذیر و خلاقه ایرانی‌ها پی برد و به عظمت مسجد و گنبد آن اعتقاد پیدا کرد. میراث فرهنگی جلوه وحدت و انسجام همه اقوام با همه تنوع فرهنگ هاست.

تورج رهبرگنجه

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :